معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 412092
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

 

توليد به روز باشد. من طلبه اگر حرف‌هايي كه مي‌زنم، مخاطبان من بگويند: اين حرف‌هايي كه مي‌زني به درد ما نمي‌خورد. من اگر مي‌خواهم سوره‌ي يوسف را بگويم، مي‌توانم بگويم يوسفي بود، جوان مي‌گويد: بود كه بود. بردنش، به من چه! حسود داشت، به من چه؟ پرتش كردند در چاه، به من چه؟ پيراهنش را خوني كردند، من چه خاكي بر سرم كنم؟ پهلوي پدرش شبانه گريه كردند، گفتند: گرگ او را خورده، من چه كنم؟ از فردا شب مسجد نمي‌آيد. مي‌گويد: شيخ، يا سيد يك آخوند دارد حرف‌هاي دو هزار سال پيش را مي‌زند. اما اگر اينطور گفتيم، يوسفي بود، جوان‌ها همه شما يوسف هستيد. حسود داشت، جوان‌ها همه حسود داريد. او را بردند، همه شما را مي‌برند. به اسم ورزش او را بردند، همه را به اسم بازي مي‌برند. با شعارهاي قشنگ بردند، «إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ» (يوسف/11)، «إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (يوسف/12) شما را هم با شعارهاي قشنگ مي‌برند. پرتش كردند، شما را هم از هدف پرت مي‌كنند. پيراهنش را خوني كردند،جو سازي مي‌كنند. صحنه‌سازي مي‌كنند. يعني بايد من آخوند يك طوري سوره‌ي يوسف را بگويم كه اين احساس كند من دارم با او حرف مي‌زنم. اين مهم است.

 


بگذارید یک چیزی بگویم. ابراهیم به عمویش گفت: چرا بت می‌پرستی؟ «قال» ابراهیم گفت:« لِأَبیه‏» به عمویش، «وَ قَوْمِهِ» ابراهیم به عمویش  گفت: «ما هذِهِ التَّماثیل‏» (انبیاء/52) این تمثال‌ها، این مجسمه‌ها چیست؟ این آیه‌ی قرآن است. من اگر این رقمی معنا کنم، به روز تفسیر نکنم، می‌گویند: خوب شیخ بالای منبر تاریخ چند هزار سال پیش را می‌گوید. چند هزار سال پیش ابراهیمی بوده، به عمویش گفته: چرا مجسمه می‌تراشی؟ این به درد کانادا می‌خورد؟ به درد ژاپن می‌خورد؟ به من چه که گفت که گفت. وقتی می‌گوید: ابراهیم به عمویش گفت، یعنی چه؟ یعنی اگر می‌خواهی اصلاح کنی، اگر می‌خواهی کسی را ارشاد کنی، در اصلاح و ارشاد و امر به معروف سن شرط نیست. نگو من بچه هستم. بچه هم هستی حرفت را بزن. چون ابراهیم نسبت به عمویش کوچک بود. بچه‌ها، دخترها، شما هم امر به معروف کنید نگویید سن من کمتر است، ابراهیم هم سنش کم بود.
2- در اصلاح و ارشاد و امر به معروف عدد شرط نیست. نگو ما یکی هستیم و آن ها خیلی. ابراهیم «قال» یکی بود، آنها «لِأَبیهِ وَ قَوْمِه‏» خیلی بودند.
3- در اصلاح و ارشاد و امر به معروف از خودی‌ها شروع کن. اول به عمویت بگو و بعد به باقی مردم.«قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِک‏» (احزاب/59) پیغمبر اول به خانم خودت بگو، به دخترانت بگو، بعد به دختر مردم بگو.
4- در اصلاح و ارشاد و امر به معروف اولویت را در نظر بگیر. مهم ترین منکر شرک است. «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ» (لقمان/13) از بت شروع کن. در امر به معروف از نماز شروع کن. ممکن است دختری حجابش خوب نباشد، نمازش هم خوب نباشد، حجاب و نماز هردو واجب است، اما نماز واجب تر است. از نماز، بعد حجاب.
در اصلاح و ارشاد و امر به معروف لازم نیست مستقیم بگوییم سیگار نکش، می‌گوید: می‌خواهم بکشم. بگو: فایده‌ی سیگار چیست؟ «ما هذِهِ التَّماثیل‏» فایده‌ی این بت‌ها چیست؟ ببینید اگر من این رقمی تفسیر گفتم، وقتی مسجد آمد می‌گوید: هان! آقا دارد برای من... می‌گوید: پس امروز چه یاد گرفتی آمدی شیخ روی منبر بود؟ گفت: اصلاح و ارشاد، سن شرط ندارد، کوچک‌ها هم باید حرف بزنند. «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوف‏» (لقمان/17) لقمان به پسرش گفت: «یا بُنَیَّ» بچه کوچولو، «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوف» تو هم کوچولو هستی، حرفت را بزن. نگو من بچه هستم. در اصلاح و ارشاد سن شرط نیست. نصفش را من می‌گویم و نصفش را شما بگویید. عدد شرط نیست، اولویت شرط نیست. ... اولویت شرط هست. امتحان هوش! نزدیک بود رفوزه شوید.

www.tarvijequran.com

جمعه ششم 5 1391 5:28 صبح
X