معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 405553
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

بررسى ابعاد گوناگون جامعه‏شناختى كار، اشتغال و توليد، مى‏طلبد كه مفاهيم هنجار، ارزش و فرهنگ به‏طور فشرده تبيين شود تا اين‏كه هريك از روايات، گفتمان‏ها و رفتارهاى امام على ـ عليه‏السلام ـ در جايگاه متناسب و منطقى خود مورد استشهاد و استدلال قرار گيرد و اگر دستورى به عنوان هنجار يا روايتى در بعد ارزشى كار يا رفتارى به‏عنوان تجلى فرهنگ كار به ما رسيده است، به‏طور صحيح و منطقى بدان‏ها استناد شود.


بررسى ابعاد گوناگون جامعه‏شناختى کار، اشتغال و تولید، مى‏طلبد که مفاهیم هنجار، ارزش و فرهنگ به‏طور فشرده تبیین شود تا این‏که هریک از روایات، گفتمان‏ها و رفتارهاى امام على ـ علیه‏السلام ـ در جایگاه متناسب و منطقى خود مورد استشهاد و استدلال قرار گیرد و اگر دستورى به عنوان هنجار یا روایتى در بعد ارزشى کار یا رفتارى به‏عنوان تجلى فرهنگ کار به ما رسیده است، به‏طور صحیح و منطقى بدان‏ها استناد شود.

الف. هنجار

رفتارها در سطح جامعه بدون «شیوه» انجام نمى‏پذیرند. بنابراین هنجار یعنى مقیاس و قاعده رفتار که نه فقط افراد براى انجام کارها از آن پیروى مى‏کنند، بلکه در عین حال رفتار انسان‏ها نیز با آن سنجیده مى‏شود. (6) این قواعد رفتارى براساس میزان مقبولیت آنها نزد افراد جامعه، به‏طور طبیعى و متعارف و یا براساس دستور مافوق، به هنجارهاى درونى (7) و بیرونى (8) تقسیم پذیرند.

ب. ارزش

ارزش، عبارت است از یک نوع درجه‏بندى و امتیازبندى پدیده‏ها ـ اعم از رفتار و اشیا از جهت خوبى و بدى، مثبت و منفى. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابى ما نسبت به اشیا و رفتارهاى خود و دیگران مبنا و ملاک قرار مى‏گیرد. از این رو ارزش موجب مى‏شود که جهت رفتارها مشخص شود و درنتیجه جهت‏گیرى ارزشى شکل گیرد. (9) نکته اساسى که باید بدان توجه داشت و در بحث ارزش کار مى‏توان از آن استفاده کرد، این است که نیازهاى انسان‏ها بدون وسیله و واسطه ارضا نمى‏شوند؛ مثلا براى تأمین نیاز به همسر پول و براى تحصیل پول، کار و تلاش ضرورى است. از این رو تأمین نیاز به همسر، ارزشى است که زنجیره تحصیل پول و کار در راستاى آن قرار مى‏گیرد. هم دسترسى به همسر ارزش مى‏شود و هم تحصیل پول از راه کار. بر همین اساس مى‏توان ارزش را به صورت زیر تقسیم کرد:

.1 ارزش غایى

آنچه که بالذات و به خودى خود براى انسان ارزشمند است، ارزش غایى نامیده مى‏شود.

.2 ارزش ابزارى

آنچه که خود ارزش ندارد، بلکه وسیله‏اى است براى دستیابى به امر دیگرى، ارزش ابزارى دارد. در واقع چون در جهت رسیدن به مطلوب واقعى قرار گرفته است، ارزشمند شده است. این تقسیم‏بندى از آن رو است که همه رفتارهاى ارزشى، ارزش بالذات ندارند؛ همچنان‏که همه آنها ارزش ابزارى تلقى نمى‏گردند.

ج. فرهنگ

مجموع ویژگى‏هاى رفتارى و عقیدتى اکتسابى اعضاى جامعه را مى‏توان فرهنگ آن جامعه دانست . (10) عنصر تعیین‏کننده در این تعریف، «اکتساب» است که از یک طرف فرهنگ را از پدیده‏ها و رفتارهایى که نتیجه وراثت و زیست‏شناختى است، متمایز مى‏سازد، و از طرف دیگر موجب مى‏شود که همه بخش‏هاى زندگى انسان‏ها را شامل شود.

با توجه به اینکه ویژگى اساسى و قوام و ماهیت فرهنگ به عنصر اکتسابى بودن آن است، مى‏توان چنین نتیجه گرفت که قواعد و نرم‏هاى اجتماعى که براى تأمین نیازها و ارزش‏هاى جامعه‏اند، بخشى از فرهنگ آن جامعه را پدید مى‏آورند. رفتار کارى در جامعه قاعده و نرم دارد. اگر این قاعده و نرم کار مفید باشد، یا کار مفید شیوه تأمین نیازهاى مختلف جسمى، روحى و اجتماعى در سطح جامعه تلقى شود، فرهنگ کار و تلاش به‏طور مثبت شکل گرفته است. در مقابل اگر از روش بیکارى یا کار غیرمفید، یا کارهاى زیان‏آور، تأمین نیاز شد، فرهنگ مناسب کار شکل نگرفته است. به دیگر سخن، قاعده و نظم کارى جامعه هرگاه براساس کار سازنده همراه با دقت و پشتکار انجام پذیرد ـ به‏گونه‏اى که کار با مشخصات فوق جایگاه هنجارى داشته باشد و تخلف از آن ناهنجارى به حساب آید ـ و یا این‏که کار با ویژگى‏هاى مثبت آن، تأمین‏کننده موقعیت، احترام و عزت نفس در سطح روابط اجتماعى تلقى شود، عنوان ارزش اجتماعى به خود مى‏گیرد، و در این صورت کار مفید همراه با دقت و ابتکار، وارد حوزه «فرهنگ» مى‏شود و طبعا فرهنگ مناسب کار و بهره‏ورى کار، شکل مى‏گیرد.

بنابراین در صورتى که کار مفید با بهره‏ورى بالا اولا در سطح وسیع در بین اکثر افراد جامعه گسترش یابد و در واقع به «هنجار» تبدیل شود. ثانیا یک ارزش تلقى شود، کار مثبت و سازنده، هم «هنجار» مى‏شود و هم «ارزش» و به‏طور طبیعى فرهنگ مناسب و کارساز کار تحقق یافته و کارکرد مثبت خود را در زمینه تأمین نیازهاى اساسى جامعه از قبیل علم، تکنولوژى آموزش، بهداشت، معمارى، کشاورزى، امور دفاعى، ارتباطات، قضاوت، اقتصاد، ورزش و... ارائه مى‏دهد؛ زیرا «هنجار» و «ارزش» دو عنصر اساسى فرهنگ به حساب مى‏آیند. اما چگونه مى‏توان پدیده رفتارى همانند کار مفید و سازنده را در سطح جامعه تبدیل به «هنجار» و «ارزش» نمود تا این‏که وارد قلمرو فرهنگ جامعه شود؟

imamalinet.net

 

سه شنبه دهم 5 1391 2:18 بعد از ظهر
X