معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 406505
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

بازارجهاني تشنه توليد برتر


نويسنده: مصطفي كوثري مهر

دانايي مهم ترين سرمايه هر سازمان است و سازماني كه از اين موهبت بيشتر برخوردار باشد يقيناً با چالش هاي موجود بهتر برخورد كرده و در عرصه رقابت موفق تر خواهد بود. در عصر حاضر مبناي ثروت آفريني، دانش و تخصص است. صنعت بيش از هر زمان ديگر به علم و دانش و فكر متكي شده است. دانش پايه جديد ثروت است. وقتي دانش مبناي خلق ثروت است، كار كردن و ياد گرفتن مفهومي يكسان خواهند داشت.
    سازمان هايي كه مايل به ماندن در بازارهاي جهاني بوده، به تجارت جهاني مي انديشند. فقط به انطبــاق با محيط بسنده نمي كنند، بلكه با توجه به شايستگي هاي خود بر مبناي خلاقيت و نوآوري، مشكلات را فرصت شناخته و از آنها نهايت استفاده را مي برند. چنين سازمان هايي كه به سطح بالايي از انعطاف پذيري رسيده اند، سازمان هاي چابك ناميده مي شوند كه به ضرورتي اجتناب ناپذير براي دستيابي به سازمان كلاس جهاني تلاش مي كنند. سازمان ها براي رسيدن به چابكي بايد به گونه بنيادين در مفاهيمي مانند نيروي انساني، رقبا و ذينفع ها تمركز كنند.
    ● مديريت در سازمان


بازارجهانی تشنه تولید برتر


نویسنده: مصطفی کوثری مهر

دانایی مهم ترین سرمایه هر سازمان است و سازمانی که از این موهبت بیشتر برخوردار باشد یقیناً با چالش های موجود بهتر برخورد کرده و در عرصه رقابت موفق تر خواهد بود. در عصر حاضر مبنای ثروت آفرینی، دانش و تخصص است. صنعت بیش از هر زمان دیگر به علم و دانش و فکر متکی شده است. دانش پایه جدید ثروت است. وقتی دانش مبنای خلق ثروت است، کار کردن و یاد گرفتن مفهومی یکسان خواهند داشت.
    سازمان هایی که مایل به ماندن در بازارهای جهانی بوده، به تجارت جهانی می اندیشند. فقط به انطبــاق با محیط بسنده نمی کنند، بلکه با توجه به شایستگی های خود بر مبنای خلاقیت و نوآوری، مشکلات را فرصت شناخته و از آنها نهایت استفاده را می برند. چنین سازمان هایی که به سطح بالایی از انعطاف پذیری رسیده اند، سازمان های چابک نامیده می شوند که به ضرورتی اجتناب ناپذیر برای دستیابی به سازمان کلاس جهانی تلاش می کنند. سازمان ها برای رسیدن به چابکی باید به گونه بنیادین در مفاهیمی مانند نیروی انسانی، رقبا و ذینفع ها تمرکز کنند.
    ● مدیریت در سازمان
    سازمان ها قبل از هر چیزی محتاج یک فلسفه مدیریتی مناسب هستند. ایده ای وجود دارد که هیچ چیز را کامل و بدون نقص نمی داند. طبق این ایده، مقوله کیفیت نیز از این امر جدا نیست. سازمان ها برای مبدل شدن به بنگاه اقتصادی ناب، باید زیرساخت های مطلوب را برای بسترسازی تفکر ناب در همه بخش ها فراهم سازند. بسترسازی تفکر ناب با نوع نگاه و ارزش های جاری سازمان و کارکنان آن مرتبط است. اندیشه ناب باید به فرهنگ سازمان تبدیل شود.
    صاحبنظران معتقدند مدیریت، نمایانگر کفایت یا جنبه علمی و فنی مقوله کیفیت است و با زمان حال سروکار دارد. مدیریت توانا می بایست بر قابلیت های محوری خود اشراف داشته باشد، همچنین می تواند قابلیت های بنیادین نیروی انسانی سازمان را با آموزش (پرورش و توسعه) بالاببرد. مدیریت باید تعهد زیادی به کارکنان برای کسب مهارت های اساسی و انتقال دانش به بدنه سازمان داشته باشد. سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به گونه ای کار کند که به نتیجه مطلوب دست پیدا کند و این نتیجه باید نظر تمامی ذی نفعان سازمان را به طور متوازن جلب کند. ذی نفعان سازمان عبارتند از: کارمندان، مشتریان، تامین کنندگان، جامعه، سهامداران و سایر کسانی که منافع مالی در سازمان دارند.
    ● دانش در سازمان
    وجود افراد دانش پذیر اساس رقابت در فضای جهانی شدن است و کامیابی و یا ناکامی اقتصادی شرکت های امروز به کم و کیف دانش و تخصص آنها بستگی دارد. این تفکر نیز به طور روزافزونی گسترش یافته است که هر سرمایه ای با هزینه کردن کاهش می یابد الاسرمایه دانایی و دانش سازمان که هرچه بیشتر هزینه شود انبوه تر و ثمربخش تر می شود. کیفیت هرگز رخدادی تصادفی نیست، بلکه همواره نتیجه بلند پروازی ، سخت کوشی ، مدیریت هوشمندانه و اجرای ماهرانه آن است . در واژه های ساده، کیفیت به معنای اجرای دقیق و درست کارهای مفید است. اکثر سازمان ها پذیرفته اند که باید به عنوان تنها مزیت رقابتی پایدار بر کارکنان خود متکی باشند و به ارتقای دانش، مهارت و قابلیت های آنان اهتمام ورزند. لذا بقای سازمان ها در عرصه رقابت به حفظ، توسعه و بهره برداری از قابلیت های کارکنان آن منوط شده است و سازمانی که نتواند مهارت، دانش و دانایی کارکنان خود را توسعه دهد و از آن در افزایش بهره وری استفاده کند قادر نیست هیچ یک از منابع خود را به نحو مطلوب توسعه دهد.
    
    ● استانداردسازی در سازمان
    امروزه روند رشد تجارت، صنعت و خدمات، همچنین تحولات علمی و اجتماعی در جهان به گونه ای است که کشورها را بیش از پیش به هم وابسته کرده است و همسو با این رشد به منظور هماهنگی و برقراری ارتباط مسلماً مشکلات فنی بی شماری نیز مطرح می شود. در این خصوص استانداردهای بین المللی در روان سازی ارتباط ورفع مشکلات فنی نقش انکارناپذیری ایفا می کنند. برای مثال بسیاری از کشورهای صنعتی، مواد اولیه مورد نیاز خود را از سایر کشورها تهیه می کنند و یا حتی ممکن است درمونتاژ یک فرآورده از قطعات تولید شده درکشورهای دیگر استفاده شود. همچنین تبادلات تجاری درجهان از اصول و قوانین بین المللی پیروی می کند. در واقع می توان گفت با تدوین یک استاندارد بین المللی، یک فعالیت بین المللی شکل می گیرد و به همین دلیل کشورها باید در تدوین این گونه استانداردها شرکت فعال داشته و توجه لازم را مبذول دارند و شعار معروف: «یک استاندارد، یک ارزیابی ویک آزمون» هویت جهانی خود را از این پدیده می گیرد.
    ● برنامه ریزی در سازمان
    برنامه استراتژیک بستر یا چارچوبی است که برای عملی ساختن تفکر استراتژیک و هدایت عملیاتی که منجربه تحقق نتایج و برنامه ریزی می شود. برنامه استراتژی بر پایه محوریت اهداف بنیادی یک سازمان یا تفکر یا طرح همانند یک قانون اساسی آغاز می شود و به واسطه بررسی های تحلیلی محیط داخل و خارج استراتژی های متقن بر مبنای اهداف بنیادی تعریف می شود، لذا استراتژی عبارتست از الگو یا طرحی که هدف، سیاست ها و زنجیره عملیاتی یک سازمان رسمی یا غیر رسمی یا اندیشه یا... را در قالب یک کل به هم پیوسته با یکدیگر ترکیب می کند و بدیهی است در صورت درستی این استراتژی، تخصیص و هدایت منابع درونی و امکانات برونی سازمان یا اندیشه یا... به صورت یگانه و بالقوه و برپایه توانمندی ها و نارسایی های داخلی و نقاط قوت و ضعف خارجی، حرکتی هوشمند را ایجاد می نماید. برنامه ریزی استراتژیک یک فرآیند همراه با تغییر و تحول در سازمان می باشد که این تغییرات همواره با صرف هزینه های متناسب با خود همراه می باشد. در صورت عدم کسب نتیجه و عملکرد مناسب از اجرای برنامه استراتژیک، سازمان متحمل هزینه هایی جدا از هزینه های جاری می گردد که قسمتی از آن هزینه های کیفیت سازمان را شامل می شود.
    ● فناوری اطلاعات و توسعه سازمان
    برخی سازمان ها براین باورند که با بکارگیری فناوری اطلاعات در فرآیند تولید به یک سلاح رقابتی قوی دست یافته اند و بدین وسیله می توانند هزینه ها را نیز کاهش دهند. ولی باید خاطرنشان ساخت که تا زمانی که در بکارگیری فناوری اطلاعات به طراحی ساختار سازمان و مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار توجه نشود، از تمام ظرفیت ها و قابلیت های IT نمی توان بهره برد. امروزه پردازش اطلاعات و IT برای سازمان هایی که می خواهند تولیدکننده در سطح جهانی باشند به یکی از ارکان اساسی سازمان مبدل شده است.
    برای رسیدن به بالاترین سطح استفاده از فناوری اطلاعات در توسعه سازمان ها دو نوع اقدام می بایست صورت پذیرد. در سطح کلان دولت ها موظف به انجام اقداماتی مانند تهیه استراتژی اطلاعات و ارتباطات، تصویب واجرای قوانین و مقررات مربوط، ایجاد زیرساخت های لازم مخابراتی، اندازه گیری دائم میزان اشاعه تکنولوژی های مذکور و مشارکت با جامعه مدنی می باشند. در سطح خرد شرکت ها و موسسات اقتصادی می توانند از راه سرمایه گذاری در این تکنولوژی ها و بدست آوردن مهارتهای لازم باعث افزایش تخصص، نوآوری و تغییرات ساختاری در سازمان خود شده و قابلیت تولید و رقابت را در واحدهای خود افزایش دهند.
    سازمان ها همواره به دنبال برتری در بازارهای رقابتی از طریق نشان دادن عملکردی شایسته می باشند. چنانچه این امر در بازارهای سنتی (غیراینترنتی) با سختکوشی و تکیه بر منابع و قابلیت های موجود و غیرمبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان پذیر بود، در بازارهای رقابتی امروز به این راحتی قابل دستیابی نیست.
    ● رقابت در فضای تولید
    برای ایجاد مزیت رقابتی بایستی از توانمندی های داخلی، موضع محیطی و قابلیت های بازاریابی استفاده بهینه ای بشود و درصورت مناسب نبودن هرکدام از این موارد نسبت به ایجاد و بهبود آنها در سازمان سرمایه گذاری گردد. این مزیت ها بایستی بر مبنای چارچوب اتکای ارزشمند، غیرقابل تولید، کمیاب و قابل اداره باشند و نیز مبتنی بر منابع و قابلیت های دانش ایجادشده باشند تا از خاصیت پایداری برخوردار شوند.
    این عوامل عبارتند از:
    1) مشتری مداری: از آنجا که داوری نهایی در مورد کیفیت محصولات و خدمات با مشتری است، جلب نظر مشتری اهمیت زیادی دارد. ایجاد وفاداری در مشتری و بدست آوردن سهم بازار، تنها از طریق توجه جدی به نیازهای مشتریان فعلی و بالقوه امکان پذیر است.
    2) رهبری و ثبات در مقاصد: رهبری یعنی تعیین اهداف و ایجاد انگیزه در افراد برای تلاش در جهت دستیابی به اهداف سازمان. در سازمان سرآمد، مدیران در حرف و عمل، الهام بخش کار آنان برای تلاش در جهت سر آمدی سازمان هستند.
    3) مدیریت مبتنی بر فرآیندها و واقعیت ها: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به کمک مجموعه ای از سیستم ها، فرآیند و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته، مدیریت شود.
    4) توسعه و مشارکت کارکنان: سازمانی که می خواهد سر آمد باشد، بایدمشارکت کارکنان را در امور به حداکثر برساند. برای استفاده از تمامی توان بالقوه کارمندان سازمان، بهترین کار، توانمند کردن کار آنان در انجام کارهایشان و ایجاد ارزش های مشترک و فرهنگ اعتماد در سازمان است.
    5) یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر: سازمانی که می خواهد سر آمد باشد، باید وضع موجود را به چالش بطلبد و به یادگیری و نوآوری در سازمان اهمیت زیادی بدهد. در این سازمان افراد باید دانش خود را به دیگران منتقل کنند و فرهنگ یادگیری ( یاد گرفتن و یاد دادن )، نوآوری و بهبود مداوم، پایه همه کارها باشد.
    6) توسعه شراکت ها: شراکت، یک رابطه تجاری درازمدت است. سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به نحوی با سازمان های دیگر شریک شود که برای سازمان ارزش افزوده ایجاد کند. برای این که بین شرکا رابطه سودمند و درازمدت ایجاد شود، باید اعتماد و انتقال دانش و تجربیات به یکدیگر، پایه روابط دوجانبه باشد.
    7) مسئولیت اجتماعی شرکت: سازمانی که می خواهد سرآمد باشد، باید به جامعه توجه زیادی داشته باشد و فراتر از انتظارات و مقررات جامعه عمل کند. توجه به اخلاقیات در کار، یکی از مشخصه های یک سازمان سرآمد است.
    ● نتیجه گیری
    به طور کلی می توان گفت که نوآوری در مدیریت منابع انسانی بعنوان ابزار کلیدی برای ظرفیت سازی و ارتقای آن در عصر جهانی سازی است. یعنی نظرات مشتریان در بازارهای رقابتی امروز به عنوان اصلی ترین وظیفه تولید کنندگان جهت بقا در بازار داخلی و بین المللی است. کشورهایی می توانند حرفی برای گفتن در WTO داشته باشند که در داخل کشور محصولات و خدماتی طبق استاندارد های بین المللی تولید نمایند و بدانند که برای توسعه بازار نمی توان به بازار داخلی اتکا داشت. یکی از مهمترین استانداردهای بین المللی در تولید توجه به خواست مشتریان است. دولت ها و تولیدکنندگان با کمک یکدیگر باید در حداکثر نمودن رضایت مشتریان، حداکثر نمودن میزان مصرف، حداکثر نمودن سطح استانداردهای کیفی زندگی و حداکثر نمودن حق انتخاب آنها تلاش کنند.
    
    مصطفی کوثری مهر
    
 روزنامه ایران، شماره 4247 به تاریخ 8/4/88، صفحه 9 (گزارش)

X