معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 411572
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

لزوم هماهنگي بين بخش هاي مختلف اقتصادي به لحاظ ارزش افزوده اي كه دارند و يا اشتغالي كه ايجاد مي كنند از جمله امور مهمي است كه براي كشورهاي توسعه يافته به طور طبيعي حاصل گرديده است و براي كشورهاي در حال توسعه به طور جبري به آرزويي دست نايافتني تبديل شده است.

در فضايي كه توليد و ارزش افزوده ناشي از توليد كالايي، تعيين كننده روندهاي اقتصادي جامعه بوده است نهادهاي جانبي نظير بانك و بيمه و حمل و نقل نيز متناسب با حجم و اندازه توليد كالا براي تكميل روند حمايت از توليد و اتصال سرچشمه توليد به مصرف كننده نهايي به وجود آمده اند.

در نتيجه نهاد مالي يا در خدمت توليد و يا در خدمت خدماتي است كه بدون وجود آنها توليد دچار مشكلات و خساراتي مي شود.

اين شرايط براي كشورهاي موصوف تركيبي از اشتغال در بخش هاي مولد و خدماتي را هم به وجود آورده است كه متناسب با اوضاع اقتصادي آنهاست، اما در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه ما با شرايط مشابهي از نظر تركيب اشتغال در بخش هاي اقتصادي مواجه ايم به لحاظ توليد ارزش افزوده و همچنين مواجه بودن با كاستي هاي اقتصادي، اجتماعي وضعيتي را تجربه و تحمل مي كنيم كه هيچ شباهتي با شرايط و موضوعات مشابه در كشورهاي پيشرفته ندارد و به عبارت ديگر در كشورهاي توسعه نيافته بعضا اثري از آنها ديده نمي شود.


لزوم هماهنگی بین بخش های مختلف اقتصادی به لحاظ ارزش افزوده ای که دارند و یا اشتغالی که ایجاد می کنند از جمله امور مهمی است که برای کشورهای توسعه یافته به طور طبیعی حاصل گردیده است و برای کشورهای در حال توسعه به طور جبری به آرزویی دست نایافتنی تبدیل شده است.

 

در فضایی که تولید و ارزش افزوده ناشی از تولید کالایی، تعیین کننده روندهای اقتصادی جامعه بوده است نهادهای جانبی نظیر بانک و بیمه و حمل و نقل نیز متناسب با حجم و اندازه تولید کالا برای تکمیل روند حمایت از تولید و اتصال سرچشمه تولید به مصرف کننده نهایی به وجود آمده اند.

در نتیجه نهاد مالی یا در خدمت تولید و یا در خدمت خدماتی است که بدون وجود آنها تولید دچار مشکلات و خساراتی می شود.

این شرایط برای کشورهای موصوف ترکیبی از اشتغال در بخش های مولد و خدماتی را هم به وجود آورده است که متناسب با اوضاع اقتصادی آنهاست، اما در حالی که در کشورهای در حال توسعه ما با شرایط مشابهی از نظر ترکیب اشتغال در بخش های اقتصادی مواجه ایم به لحاظ تولید ارزش افزوده و همچنین مواجه بودن با کاستی های اقتصادی، اجتماعی وضعیتی را تجربه و تحمل می کنیم که هیچ شباهتی با شرایط و موضوعات مشابه در کشورهای پیشرفته ندارد و به عبارت دیگر در کشورهای توسعه نیافته بعضا اثری از آنها دیده نمی شود.

اکنون با عنایت به این دوگانگی تصویرشده می توان همگان را به تامل در این نکته فرا خواند که اگر مشابه بودن در حد کسانی که در بخش خدمات کشورهای در حال توسعه اشتغال دارند با کشورهای توسعه یافته موجب توسعه یافتگی نشده و نمی شود، پس راز به قهقرا رفتن اقتصادهای در حال توسعه برخوردار از میزان اشتغال بالا در بخش خدمات آنها چیست؟

از بررسی و آسیب شناسی اقتصادهای درحال توسعه این معنی مستفاد می شود که متاسفانه تولید که برای جهان توسعه یافته در زمانی که شرایط توسعه نیافتگی خود را سپری می کرده است (مشابه اوضاع امروزین کشورهای در حال توسعه بوده) اصلی ترین مساله بوده است، برای قاطبه افراد و گروه ها در دنیای در حال توسعه مساله اصلی نیست که بلکه مساله اصلی برای عمده کارگزاران اقتصادی و مردم این جوامع، مشارکت و فعالیت در نوع خدماتی است که کالاهای تولید گروه اول را در اختیار آنها می گذارد و یا با اشتغال به فعالیت های بانکی و بیمه ای و ... به جای این که به حجم تولیدات کالایی و ارزش آنها بیفزایند در معاملات پول و تجارت و سفته بازی با پول فعال می شوند و به دنبال دریافت سود کلان در زمان کم و با ریسک تقریبا صفر هستند.

متاسفانه این تمایل بعضا همگانی به جای این که از جانب مدیران و کارگزاران اقتصادی مسوول در هدایت اقتصاد جامعه به سمت و سوی اهداف درست و متناسب با فضای نیازمند به تولید کالا سوق داده شود، از جانب آنان به منزله یک امر محتوم و مفروض جهت دامن زدن به شرایط غیرمعطوف به تولید فعلی پذیرفته و ترویج می شود.

براین اساس باید توجه شود که تاسیس نهادهای مالی و بانکی و موسسات اعتباری همانند هر امر دیگر باید متناسب با نیازهای کشور جهت به کارگیری عوامل تولید در مسیر تولید کالا باشد و نباید چنین انگاشت که در فقدان تولید متناسب با تقاضا در کشور، هرقدر به تاسیس و گسترش بانکداری اقدام کنیم لزوما در خدمت کارهای مولد بوده ایم.

براستی آیا تصور بر آن است که به هر تعداد بانک های خصوصی و یا دولتی را اضافه کنیم پول بیشتری از مردم جذب خواهند کرد و این پول را به خدمت تولید کالا می گیرند و یا باید به این مهم اندیشید که جذب سپرده های بیشتر از طرف بانک های رقیب مستلزم اعلام افزایش نرخ های صوری سودهای بانکی در فضای پولی کشور است و با عنایت به این اطمینان که آنچه به نام سود پرداخت می شود تا پول را جذب کند، ماهیتا سود به معنی اقتصادی نیست، باید اعتراف کرد که این شیوه های رقابتی در جذب پول موجب بالا رفتن هزینه تولید و قیمت تمام شده کالاها و خدمات و در نهایت استثمار از دستمزد نیروی کار می شود؛ مقوله ای که در روندهای کلان اقتصاد جز به تخریب و انهدام نمی تواند نامیده شود.


دکتر حسن سبحانی
روزنامه جام جم
شنبه چهارم 6 1391 1:25 صبح
X