معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 411535
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

توضيح: آنقدر بزرگ است كه نبايد سقوط كند اصطلاحي است كه امروزه در مورد بخش بانكي، در برخي محافل آكادميك در دنيا و روزنامه و مجلات اقتصادي در سرتاسر جهان بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد و به يك ايده در خصوص نظام بانكداري تبديل شده است. نويسنده در اين مقاله، اين ايده را به سخره مي گيرد.

بياييد قبل از آن كه اين نامه را در پوشه گرد معروفتان قرار دهيد با هم صريح باشيم. اين اولين باري است كه از فدرال رزرو تقاضاي وام كفالتي مي كنم. مي دانم داريد به چه چيزي فكر مي كنيد. اين كه چرا من شايسته سخاوت شما هستم؟ منظور من واقعا سخاوت شماست، چرا كه دارم پنج ميليون دلار تقاضا مي كنم. اين سوال پاسخي ساده دارد. من هم مثل بسياري از موسسات مالي كشورمان بسيار بزرگتر از آنم كه سقوط كنم. نمي توانم توضيح دهم كه اگر سرمايه گذارها مي توانستند شاهد سقوط فردي، فاني و بعد اندي باشند، چه بلايي بر سر اعصابشان كه تا الان فرسوده شده است، مي آمد.

البته مي توانم آن را توضيح دهم: نتيجه، يك فاجعه مالي جهاني مي بود. فكر مي كنم هر دوي ما مي توانيم روي اين موضوع به توافق برسيم كه ده ميليون دلار، براي گريختن از چنين فاجعه اي، قيمت ارزاني است. (حواسم است كه در ابتدا پنج ميليون دلار خواستم، اما از وقتي كه شروع به نوشتن اين نامه كردم، وضعيت مالي ام به گونه اي نگران كننده و غيرمترقبه رو به وخامت گذاشته است.)


توضیح: آنقدر بزرگ است که نباید سقوط کند اصطلاحی است که امروزه در مورد بخش بانکی، در برخی محافل آکادمیک در دنیا و روزنامه و مجلات اقتصادی در سرتاسر جهان بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و به یک ایده در خصوص نظام بانکداری تبدیل شده است. نویسنده در این مقاله، این ایده را به سخره می گیرد.

بیایید قبل از آن که این نامه را در پوشه گرد معروفتان قرار دهید با هم صریح باشیم. این اولین باری است که از فدرال رزرو تقاضای وام کفالتی می کنم. می دانم دارید به چه چیزی فکر می کنید. این که چرا من شایسته سخاوت شما هستم؟ منظور من واقعا سخاوت شماست، چرا که دارم پنج میلیون دلار تقاضا می کنم. این سوال پاسخی ساده دارد. من هم مثل بسیاری از موسسات مالی کشورمان بسیار بزرگتر از آنم که سقوط کنم. نمی توانم توضیح دهم که اگر سرمایه گذارها می توانستند شاهد سقوط فردی، فانی و بعد اندی باشند، چه بلایی بر سر اعصابشان که تا الان فرسوده شده است، می آمد.

البته می توانم آن را توضیح دهم: نتیجه، یک فاجعه مالی جهانی می بود. فکر می کنم هر دوی ما می توانیم روی این موضوع به توافق برسیم که ده میلیون دلار، برای گریختن از چنین فاجعه ای، قیمت ارزانی است. (حواسم است که در ابتدا پنج میلیون دلار خواستم، اما از وقتی که شروع به نوشتن این نامه کردم، وضعیت مالی ام به گونه ای نگران کننده و غیرمترقبه رو به وخامت گذاشته است.)

چرا من بسیار بزرگ تر از آنم که سقوط کنم؟ درک نقش حیاتی و حساسی که من در شبکه وسیع، ولی ظریف روابط اقتصادی بازی می کنم، حایز اهمیت است. اگر من ورشکست شوم دیگر نخواهم توانست وقتی که دربانم برایم تاکسی می گیرد، انعامی به او بدهم. این یک موقعیت فرضی نیست.

الان دقیقا یک ماه است که عمدا به او انعام نداده ام. با این حساب او دیگر پولی ندارد تا بعد از اتمام کارش، در فروشگاه خوار و بار خرج کند و صاحب آن فروشگاه نیز پولی نخواهد داشت تا در فروشگاه پوشاک هزینه کند. اگر فرض کنیم که این لباس فروشی، تنها لکوموتیو کاملا سالم اقتصاد آمریکا باشد، پس الان داریم با آتش بازی می کنیم. اگر اجازه دهیم آن صنعت بزرگ و پرو پا قرص سقوط کند، شرکت های آسیایی به سرعت خلاء حاصل را پر خواهند کرد و لباس هایی ارایه خواهند کرد که هم تولیدشان ارزان تر بوده و هم جذابتر از تولیدات ما می باشند. اگر این روند ادامه یابد، چه هزینه ای به بار خواهد آورد؟ هیچ تضمینی در این رابطه وجود ندارد، اما اگر یک چک بیست میلیون دلاری برای من بفرستید، باعث خواهد شد از این همه ضرر جلوگیری شود.

چگونه متوجه شدم که در این چاله افتاده ام؟ بحرانی که برای من به وجود آمد، مثل بسیاری از بحران های مالی، از یک پرتگاه خطرناک آغاز شد.

اول از همه این اشتباه را مرتکب شدم که وقتی داغ بودم و داشتم همه آوازهای ارکستر ملایم الکتریکی که تا آن زمان ضبط شده بود را دانلود می کردم، وارد سایت i Tunes شدم.

دوم این که سایت تجارت الکترونیکی خودم، یعنی DressYourBadger.com بخت برگشته را ساختم. به اشتباه فکر می کردم که یک وب سایت برای افرادی که گورکن هایشان را به عنوان حیوان خانگی نگه داشته اند و دنبال لباس های بانمکی هستند تا تن شان کنند، به عنوان وب سایتی بر پایه حق اشتراک جواب خواهد داد. به خصوص اگر از آنها، ماهانه هزار دلار می گرفتم. وقتی دیدم اصلا مشتری ندارم، آن را به یک مدل کاملا تبلیغاتی تغییر دارم، ولی خبر نداشتم که دارم با سر، داخل آرواره های یک بازار تبلیغاتی ضعیف می پرم، به خصوص که بازار محصولات مربوط به گورکن های اهلی باشد.

تا حالا از کسی پول قرض نگرفته ام. اگر باور ندارید از تک تک دوستانم بپرسید. فقط از بو (Bo) نپرسید. به دو دلیل نباید از بو سوال کنید. اول این که فکر می کند من واقعا از او پول قرض کرده ام، در حالی که تنها کاری که من کردم این بود که وقتی نوبت من بود پول آب پرتقال را بپردازم، اجازه دادم او این کار را بکند و بعد هم قبل از اینکه متوجه شود، از دکه بیرون آمدم. دلیل دیگر برای آن که نباید از بو سوال کنید، این است که او یک کله پوک است. اگر به شما نامه بنویسد و تقاضای وام کفالتی کند، یعنی می خواهد به خاطر آن لیوان آب پرتقال، همه مشکلاتش مرتفع شود. لطفا نامه اش را به نزدیکترین دستگاه برش سریع کاغذ بیندازید. به شما قول می دهم، اگر بو ورشکست شود، هیچ سرمایه گذاری در دنیا اصلا محل به او نخواهد گذاشت.

کاملا مطمینم که تا الان تصمیم گرفته اید آن وام را به من بدهید، اما حتی اگر چنین تصمیمی نگرفته اید، یک دلیل خوب دیگر برایتان می آورم: به احتمال بیشتر از پنجاه درصد، طی ده سال آینده به عنوان معاون رییس جمهور ایالات متحده انتخاب خواهم شد. در آن صورت، به این مساله فکر نخواهم کرد که چند وقت پیش، یعنی در واقع همین الان، دارند اجازه می دهند که چند نفر به فعالیت خود ادامه دهند.

این مساله چقدر برایتان اهمیت دارد؟ معاون رییس جمهور علاوه بر این که ریاست سنا را به عهده دارد و همچنین باید در مراسم رسمی خاکسپاری شرکت کند، وظیفه دیگری نیز (از دید من) برعهده دارد و آن این است که نزد رییس جمهور، از رییس بانک مرکزی بدگویی کند. چنین شرایطی، وضع را برایتان واقعا سخت و دشوار خواهد کرد. اما حالا که می شود با ارسال یک چک برای من، از همه این مشکلات جلوگیری کرد، چرا اصلا به چنین سناریویی فکر کنیم؟ این بهترین یک میلیارد دلاری خواهد بود که تا حالا خرج کرده اید.


اندی بورووتیز مترجم محسن رنجبر منبع نیویورکر
روزنامه دنیای اقتصاد
شنبه چهارم 6 1391 1:31 صبح
X