معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 411563
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

در اين مقاله جاستين لين، يكي از مديران اقتصادي بانك جهاني، بحث مي كند كه كشورهايي با درآمد پايين نياز به ايجاد بانك هاي كوچك و محلي به عنوان تكيه گاه اصلي سيستم هاي مالي شان دارند.

اصلاح كردن بخش هاي مالي، اگر يك ايده روشن در مورد اينكه آن را براي چه مي خواهيم داشته باشيم آسانتر است. مساله مهم، ايجاد يك بخش مالي كه در خدمت بخش هاي رقابتي يك اقتصاد باشد، است و در بسياري از كشورهاي فقيرتر، به معناي تمركز كردن بر روي فعاليت هايي است كه اكثرا به وسيله واحدهاي كوچك صنعتي و كشاورزي و شركت هاي خدماتي انجام مي شوند. اندازه و مهارت موسسات و بازارهاي مالي در كشورهاي پيشرفته مناسب بازارهايي با درآمد اندك نيستند. بانك هاي كوچك محلي، بهترين موسسات مستقل براي مهيا كردن خدمات سرمايه گذاري، كه برحسب مزيت هاي نسبي بسيار مهم هستند، براي تشكيلات اقتصادي و خانوارها مي باشند. كشاورزي در پرو و شركت هاي گل در كنيا و كارخانه هاي پوشاك در بنگلادش بر حسب همين مزيت هاي نسبي ايجاد شده اند.


در این مقاله جاستین لین، یکی از مدیران اقتصادی بانک جهانی، بحث می کند که کشورهایی با درآمد پایین نیاز به ایجاد بانک های کوچک و محلی به عنوان تکیه گاه اصلی سیستم های مالی شان دارند.

 

اصلاح کردن بخش های مالی، اگر یک ایده روشن در مورد اینکه آن را برای چه می خواهیم داشته باشیم آسانتر است. مساله مهم، ایجاد یک بخش مالی که در خدمت بخش های رقابتی یک اقتصاد باشد، است و در بسیاری از کشورهای فقیرتر، به معنای تمرکز کردن بر روی فعالیت هایی است که اکثرا به وسیله واحدهای کوچک صنعتی و کشاورزی و شرکت های خدماتی انجام می شوند. اندازه و مهارت موسسات و بازارهای مالی در کشورهای پیشرفته مناسب بازارهایی با درآمد اندک نیستند. بانک های کوچک محلی، بهترین موسسات مستقل برای مهیا کردن خدمات سرمایه گذاری، که برحسب مزیت های نسبی بسیار مهم هستند، برای تشکیلات اقتصادی و خانوارها می باشند. کشاورزی در پرو و شرکت های گل در کنیا و کارخانه های پوشاک در بنگلادش بر حسب همین مزیت های نسبی ایجاد شده اند.

تجربه کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و چین بیانگر این موضوع می باشد. آن کشورها توانستند از بروز بحران های مالی در مدت زمان طولانی که درحال توسعه بودند، جلوگیری کنند که این موضوع آنها را از کشورهایی با درآمدهای کم به کشورهایی با درآمد متوسط و بالا تبدیل کرد. این موضوع کمک شایانی به آنها در این زمینه کرد؛ به طوری که به سیستم ساده بانکی وفادار ماندند و تا زمانی که بیشتر پیشرفت کنند حساب های دارایی ثابتشان را لیبرالیزه نکردند. تجربه ایالات متحده نیز آموزنده است. بانک های ملی استخوان دار و بازار های ارزش ویژه (حساب دارایی خالص) فقط زمانی که کشور پیشرفته تر گردید و شرکت های سرمایه محور بر اقتصاد مسلط گردیدند مهم شدند. افزایش مبادله بازار سهام نیویورک فقط بعد از ایجاد شرکت های صنعتی بزرگ در نزدیکی قرن 19 اتفاق افتاد. در اوایل که نیروی کار در توسعه اقتصاد آمریکا محور بود، بانک های محلی نقش شایانی داشتند.

دولت ها و موسسات بین المللی که به دولت ها کمک می کنند باید در برابر وسوسه ایجاد بازارهای مالی مدرن در مراحل ابتدایی از توسعه کشورها مخالفت کنند.

بعید به نظر می رسد در آینده ای نزدیک بازار های سهام به نیرویی جلو راننده در کشورهای فقیر تبدیل گردند. چرا که شرکت های مالی خرد و دیگر موسسات مالی غیربانکی نقش مهم تری در تامین سرمایه گذاری برای خانوار های فقیر بازی خواهند کرد. بازارهای سهام بهترین مجرا برای مهیا سازی سرمایه گذاری در کسب و کارهای مقیاس کوچک و متوسط، که مشخصه مراحل اولیه توسعه اقتصاد یک کشور می باشد، نیستند. در عوض هنگامی که در مورد نقش موسسات مالی صحبت می کنیم، بانک ها بسیار حساس ترند.

با این حال بانک های غول پیکر در این زمینه به درد ما نمی خورند، در آفریقا و دیگر کشورهای در حال توسعه به نسبت دیگر نقاط، بانک های خارجی بزرگ که در زمان استعماری ایجاد شده اند نقش بزرگی را برای یک مدت طولانی ایفا کرده اند.

اما این موسسات گرایش به کمک کردن به مشتریان ثروتمند دارند. در کشورهای در حال توسعه بانک های کوچکتر داخلی، برای تامین سرمایه گذاری کسب وکارهای کوچک که اکثر فعالیت هایشان در زمینه صنعت و کشاورزی و بخش خدمات است، بسیار مناسب ترند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد رشد در کشورهایی که بانک های کوچک تر داخلی بازار بیشتری دارند سریع تر است، زیرا قسمتی از رشد سرمایه گذاری فقط حاصل از فعالیت های این گونه موسسات می باشد.

بانک های بزرگ می توانند از نظر مقیاس و چشم انداز، اقتصاد را گسترش دهند که این موضوع آنها را متنوع می سازد، بنابراین باعث بهبود ثبات سیستمی می شوند. اما بانک های محلی

به گونه ای متفاوت ثبات دارند. در آمریکا بحران مالی بر روی 7630 بانک محلی فقط تاثیر کوچکی گذاشت؛ چرا که آنها مبادلات خود را با همان مشتری های کوچک محلی که سال ها با آنها کار می کردند، ادامه دادند. دولت ها در کشورهایی با درآمد کم باید اهمیت استراتژیک بانک های کوچک خصوصی داخلی را تشخیص دهند. آنها همچنین باید تغییراتی اساسی در سیستم اقتصادی خود انجام دهند. در بخش تقاضا، نیاز است که شرایط اعتباری برای کارآفرینان در اقتصادهای در حال توسعه آسان تر باشد.

البته کارآفرینانی که دارای اعتبارات لازم برای گرفتن وام ها هستند. تلاش های پیوسته برای بهبود ثبت اعتبار و ثبت وثیقه ها منافع زیادی را ایجاد کرده است. ثبت اعتبار، کارآفرینان تازه کار را قادر می سازد که پیشینه اعتباری خودشان را مستند کنند و در اختیار قرض دهندگان قرار دهند. ثبت وثیقه، قرض دهندگان را قادر می سازد که مطمین شوند که قرض گیرنده دارایی هایش مانند املاک و خودرو را پیش از این برای ضمانت نگذاشته باشد. همچنین از دیگر سو، روند کارآمد و شفاف دادگاه این اجازه را به قرض دهنده می دهد که در هنگام ایجاد مشکل در باز پرداخت وام، اموال قرض گیرنده را مصادره کند.

مواردی که باید تغییر کنند

در بخش عرضه، بانک های ناموفق، چه کوچک باشند و چه بزرگ، باید از طریق ادغام یا انحلال اصلاح گردند. از نظر مسوولان نظارتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه اصلاح و جدا کردن دارایی های مشکل زا ممکن است مشکل به نظر بیاید. در بعضی کشورها مسوولان نظارتی حتی بعد از مدت طولانی که بازنشسته شده اند، هنوز با مشکلات قضایی از طرف صاحبان بانک ها روبه رو می شوند. همه اینها، مانع ورود و خروج کارآمد موسسات، که برای ایجاد بانکداری پویا لازم است، می شود. همچنین بانک های محلی ضررده یا باید توسط بانک های بزرگ تر خریداری شوند یا اگر خریداری پیدا نشدند باید منحل گردند. بعد از انحلال این بانک ها، بانک های جدید با ساختار درست باید اجازه ورود به این بخش را داشته باشند. کمک در ساخت بانک های محلی جدید و بهبود روش های برخورد با بانک های مشکل دار، رقابت و انگیزه های سالم تری را ایجاد می کند.

این موضوع به بانک ها کمک می کند که رشد سرمایه گذاری بخش خصوصی را ترقی دهند که در تمام شدن بحران مالی کنونی بسیار مهم است. هنوز اینکه بازارهای توسعه یافته چگونه می توانند سیستم های بسیار رشد یافته خود را اصلاح کنند، مساله ای حل نشده است. اما آنچه روشن است اینکه کشورهای با درآمد اندک برای ایجاد روند پیوسته از بین بردن فقر حاصل از بحران مالی نیاز دارند که موسسات مالیشان را کوچک و ساده کنند.


منبع اکونومیست مترجم مهدی عباس زاده
روزنامه دنیای اقتصاد www donya e eqtesad com
شنبه چهارم 6 1391 1:42 صبح
X