معرفی وبلاگ
سلام:بازدیدکننده گرامی برای حمایت ازتولیدات داخلی حتی الامکان ازخریداجناس خارجی پرهیزکنیددراین وبلاگ سعی می شودراه کارهای مناسب برای تقویت نیروی تولیدی این مرزوبوم ارائه گرددایده های شماعزیزان راجهت به قدرت رسیدن تولیدات وطن پذیراهستیم دریغ نفرمایید باتشکرمدیروبلاگ
دسته
توليد ايراني-افتخار جهاني
آموزش طراحي قالب براي تبيان
حمايت ازاقتصاد،كاروتوليدملي
ديكشنري آنلاين
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
لينگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 406362
تعداد نوشته ها : 684
تعداد نظرات : 43
 حمايت از توليد ملي  حمايت از توليد ملي

ما می توانیم


ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی


تولید ملی
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

 

براي تحقق حمايت از توليد داخلي بايد اسطوره‌ي ذهني كيفيت كالاي خارجي در باور افراد جامعه ما بشكند اما آيا آسيب عادت به مصرف كالاهاي خارجي تنها در چالش‌هاي اقتصادي خلاصه مي‌شود يا استيلاي فرهنگ مصرف كالاهاي لوكس وارداتي، حكايتي به عمق «تغييرات فرهنگ» و «سبك زندگي» در جامعه را بازگو مي‌نمايد؟
گروه فرهنگي-اجتماعي برهان/ زهرا چيذري؛ آغاز سال 1391 نيز بار ديگر با پيام و رهنمودي راهگشا از سوي رهبر معظم انقلاب همراه شد. «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» شعاري است كه حضرت آيت الله خامنه اي با بيان آن، دورنماي فعاليتهاي اقتصادي –اجتماعي و فرهنگي يكا‌يك افراد جامعه را بر‌اي سال جاري و آينده كشور، مشخص فرمودند.
 
«توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌‌ي ايرانى» اگرچه شعاري به ظاهر اقتصادي است، اما بنا به تاكيد رهبر فرزانه انقلاب بخش عظيم حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني به مردم باز مي‌گردد و نقش افراد جامعه در اين حمايت نه تنها كمرنگ‌تر از دولت و حلقه‌هاي اصلي اقتصاد توليد يعني كارگران و سرمايه‌گذاران نيست، بلكه اين نقش بسيار اساسي و با اهميت است، چراكه كم اقبالي افراد جامعه نسبت به توليدات داخلي ريشه‌اي فرهنگي دارد و اين موضوع چرخش چرخ‌هاي كار و صنعت را با چالش جدي مواجه ساخته و به وابستگي، عقب‌ماندگي و در نهايت ركورد اقتصادي –اجتماعي منجر خواهد شد.
 

از همین روست که حضرت آیت‌الله خامنه‏‌ای، سهم مردم  را در تحقق شعار« تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» مهم‌ترین سهم یعنی مصرف تولیدات داخلى عنوان کردند؛1 «عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى‌ست که ما مارک‌هاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌‌مان، در خوراکى‌‌هایمان ترجیح بدهیم به مارک‌هاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است». بنا به تاکید ایشان ما باید عادت کنیم، براى خودمان فرهنگ کنیم، بر خودمان فریضه بدانیم که مشابه داخلى کالاها را مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجى به جد پرهیز کنیم؛ چه در زمینه‌هاى مصارف روزمرّه و چه در زمینه‌‌هاى عمده‌تر و مهم‏تر.2
 
«اسطوره‌ی کیفیت برتر کالای خارجی »،ریشه‌‌ی بی‌توجهی به کالای داخلی
 
یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی موجود در جامعه ما «اسطوره‌ی کیفیت کالای خارجی » است ؛پدیده‌ای که مانند بسیاری از چالش‌های فرهنگی دیگر علاوه بر ریشه‌ی تاریخی با ابزار قوی رسانه و از راه تبلیغات گسترده‌ی کالاهای خارجی در ذهن اغلب افراد ایرانی جای گرفته‌است. «دلبستگی به تولیدات بیگانه» امری است که رهبر فرزانه‌ی انقلاب از آن به 3«آفت اجتماعی» تعبیر می‌کنند.آفتی که در دوران طاغوت و دوران‌های ظلمانی گذشته ریشه دارد، با این تفاوت که که ما در آن دوران به طور مطلق وابسته قدرت‌های دیگر بودیم و خودمان هیچ تولیدی نداشتیم، اما امروز گرایش به سمت وسوی کالای خارجی و تفاحر به مارک‌های معروف با وجود تولیدات مرغوب و مطلوب داخلی، یک بیماری است؛ بیماری‌ای که باید علاج شود.
 
به دیگر بیان می‌توان گفت برای تحقق حمایت از تولید داخلی و اقبال جامعه به سمت تولیدات ملی باید اسطوره‌ی ذهنی کیفیت کالای خارجی در باور افراد جامعه ما بشکند و شکستن چنین باور غلطی، نیازمند توسل به ابزار فرهنگی است.
 
اما آیا آسیب عادت به مصرف کالاهای خارجی تنها در چالش‌های اقتصادی خلاصه می‌شود یا استیلای فرهنگ مصرف کالاهای لوکس و تجملاتی واراداتی، حکایتی به عمق «تغییرات فرهنگ» و «سبک زندگی» در جامعه را بازگو می‌نماید؟
 
یک کالا نه، یک فرهنگ !
 
هر کالایی که از یک جامعه یا فرهنگ دیگر به جامعه‌ای دیگر صادر می‏شود بخشی از فرهنگ جامعه مبدا را با خود به جامعه مقصد منتقل می‌نماید و چه بسا فلسفه‌‏ی اصلی صدور و راهیابی آن کالا به جامعه مقصد انتقال همین فرهنگ جدید باشد، چرا که فرهنگ‌ها زیربنای اصلی هر اجتماعی را تشکیل می‏دهند و تنها با حاکمیت فرهنگی است که می‏توان بساط سلطه بر یک جامعه را پهن کرد. بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایل تاکیدات همیشگی مقام معظم رهبری بر مصرف تولیدات داخلی، تأثیر فرهنگی کالاهای تازه وارد فرنگی است که در کنار آثار سوء بر اقتصاد، کند شدن چرخه‌ی تولید داخل و از رونق افتادن بازار کسب و کار برای مردم کشورمان، چالشی دیگر را تدارک دیده اند. بسیاری از کالاهای وارداتی بر مبنای نیاز جامعه‌ی ایران طراحی و تولید نشده اند، بلکه هدف از تولید چنین کالاهایی، ایجاد«نیازهای کاذب»  در مصرف‌کننده است. همین نیاز کاذب بخش عمده‌ای از درآمد خانواده‌ی ایرانی را به خود اختصاص می‏دهد و از سوی دیگر فرصت را از تولید کننده و کارگر ایرانی می‌‏گیرد.
 
این نیازهای دروغین به کالاهای لوکس و فوق‌لوکس خارجی از طبقات ثروتمند جامعه یعنی طبقه‌ی هدف چنین کالاهایی آغاز می شود، اما به مدد ابزارهای ارتباط جمعی، رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی هم‌چون ماهواره و اینترنت، کم‌کم طبقات متوسط و کم درآمد جامعه نیز برای تهیه‌ی کالایی که در گذشته‌ای نه چندان دور هیچ جایگاهی برایشان نداشت رقبت نشان می‌دهند و در صورت توفیق نیافتن برای تهیه‌ی چنین کالایی، دچار احساس تبعیض در جامعه خواهند شد؛ احساسی که تبعات اجتماعی فراوانی برجای می‌گذارد.
 
به هر رو کالای جدید وارد جامعه شده‌است، کالایی که«فرهنگ غرب» را در بسته‌بندی جدید برای تمام اقشار جامعه سوغات آورده است؛ چه آنهایی که قدرت خرید و استفاده از آن‌را دارند و چه آنهایی که از قاب جعبه‌ی جادو، بیلبوردهای غول پیکر تبلیغاتی در جای جای شهر و حتی روستا و جاده ها، بروشورهای تبلیغاتی یا دنیای اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای تصویری فراتر از آن کالا را در ذهن خود می‌پرورانند و رویای داشتن چنین اجناسی، پیشقراول نداشته‌هایشان می‏‌شود.
 
ریشه‌ی دلباختگی به مارک‌های غربی
 
با نگاهی به جامعه به نظر می رسد داشتن کالاهای لوکس و گران‌قیمت خارجی فقط به خاطر داشتن برندی معروف به ابزار تفاخر و برتری جویی مبدل شده‌اند و این حکایت از تغییر ارزش‌ها و نشانه‌های منزلت در جامعه‌ی ارزش مداری هم‌چون ایران است .بنابراین با شکل‌گیری این تفکر که داشتن کالای خارجی نشانه تعلق به طبقات بالاتر اجتماع و نشانه‌ای از قدرت، ثروت و حتی سلیقه است، رقابتی برای خرید این کالا در بین طبقات مختلف اجتماع شکل می گیرد و استیلای این فرهنگ ناصواب، مهجوریت تولیدات ملی و در پی آن لنگیدن چرخه‌ی اقتصاد و اشتغال و در نهایت عقب ماندگی را به دنبال خواهد داشت. این تغییر در ارزش‌ها یا به عبارت دیگر تغییر در «سبک زندگی » نیز ریشه درهمین کالاهای وارداتی و فرهنگ مادی گرایانه‌ای دارد که با خود به همراه می آورند و در ورای تبلیغات اغوا کننده و بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ها، در فرهنگ اصیل ایرانی رسوخ یافته‌اند.
 
بنابراین همان‌گونه که رهبر فرزانه‌ی اننقلاب همواره متذکر شده‌اند، باید این ویروس و این آفت اجتماعی را از میان برداشت تا مردم به عنوان اصلی‌ترین شاکله‌ی حلقه‌ی حمایت از تولید داخلی و ماحصل زحمات کارگر ایرانی، نه فقط برای کمک به چرخه اقتصادی کشور و توزیع عادلانه‌ی ثروت‌ها و ایجاد رفاه اجتماعی، کالای داخلی بخرند بلکه این بار داشتن جنس اصیل ایرانی مایه‌ی تفاخرشان باشد نه برندی خارجی که در ورا خود تغییر «سبک زندگی» ایرانی و نفوذ «فرهنگ بیگانه» را برای سلطه‌ای پایدار برایشان تدارک دیده است.
 
درمان این «آفت اجتماعی»
 
بیماری فرهنگی «برتر شناختن کالاهای خارجی نسبت به تولیدات ملی حتی در صورت برابری و برتری کیفیت کالاهای داخلی»، آن‌چنان بر پیکره‌ی جامعه‌ی ما نشسته که در بسیاری از موارد، تولیدکنندگان داخلی برای جلب نظر هم‌وطنان به سمت خرید کالای وطنی، دست به دامان برندهای معروف خارجی می‌شوند و با مارک‌هایی که به صورت فله‌ای تهیه می‌شوند به اجناس خود رنگ و لعاب فرنگی می‌دهند تا ایرانی کالای ایرانی را در پوشش جنس خارجی خریدار باشد. اما آیا برای این بیماری راه علاجی نیست ؟
اگرچه چالش‌های فرهنگی پس از ورود به بدنه‌ی اجتماع و نفوذ در باور افراد جامعه به سختی درمان پذیرند اما با عزمی ملی می‌توان برای اصلاح ساختار فکری و شکستن اسطوره‌ی کیفیت برتر کالاهای خارجی نیزچاره اندیشی کرد. بخشی از این درمان به نهادهای فرهنگی و دستگاه‌های فرهنگ ساز جامعه باز می‌گردد و بخشی نیز وظیفه تولیدکنندگان است. درادامه بخشی از این موارد را بررسی می‌نماییم.
 
1. بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ها؛
 
بی‌شک بخشی از تعصب مردم نسبت به برتری تولیدات کشورهای بیگانه به کم کاری نهادهای فرهنگی و رسانه ها باز می‌گردد. با مطالعه‌ای در چگونگی شکل‌گیری بسیاری از برندهای معروف در دنیا در می‌یابیم این برندها علاوه بر تلاش در تولیدات کیفی و حفظ این کیفیت، به خوبی از ابزار رسانه و تبلیغات بهره جسته‌اند؛ تبلیغات دامنه داری که با بازاریابی مناسب و سنجش نیاز مشتری و به تناسب زمان، هنوز هم ادامه دارد. در شرایطی که فضای رسانه‌ای کشور و تمامی ابزار تبلیغاتی بدون قید وشرط و تنها در ازای دریافت پول بیشتر در اختیار معرفی و تبلیغ کالاهای خارجی قرار می گیرد، انتظار انتخاب کالای گمنام ایرانی از سوی خریدار چندان منطقی به نظر نمی‌‌رسد.
 
بنابراین برای شکستن اسطوره‌ی کیفیت بالای کالای خارجی در ذهن افراد جامعه باید اقداماتی صورت پذیرد؛ اقداماتی هم‌چون:
 
الف) نظارت بر تبلیغات و محدود کردن تبلیغات کالاهای خارجی
 
ب) بهره‌جستن تولیدکنندگان داخلی از ظرفیت رسانه‏ها و تکنیک‌های مناسب و به روز تبلیغاتی
 
ج) معرفی کالای ایرانی، ویژگی‌ها و قابلیت‌هایش از طریق ابزار رسانه
 
بهره‌گیری از این تکنیک‌ها می‌تواند افراد جامعه را با مزیت برندهای ساخت داخل که قیمتی به مراتب مناسب تر از نمونه‌ی خارجی خود دارند آشنا ساخته و مخاطب فهیم ایرانی را در انتخاب و خرید کالای ایرانی ترغیب کند.
www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3050

   

 

X